مرتضى راوندى
536
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ترقيّات جديد بيشتر است . مرتجعين آن دوران ، دوالپا و شهر زنان و سگساران و حكايت غولان را به نظر ايشان موافق شرع جلوه دادهاند ، اما وجود امريكا و كشف اقطاب دنيا و آشنايى با علوم و فنون و خواص برق و الكتريك را منافى دين ناميدهاند . » « 1 » حاج سياح در اصفهان ، ضمن گفتگو با ظلّ السلطان ، از مظالم عالم نمايان اظهار ملال مىكند و مىگويد : « شكارچيان دو گروهند : شكارچيان جسم امرا و مقتدرانند ، كه شكار ايشان با تفنگ و گلولهء تير است ؛ و طايفه ديگر از دراويش و عرفانبافان و عالمنمايان و سحر و شعبده و فال و طالع و تسخير و كيميا بافانند . كه اينها روح عوام و مردم بيچاره را به دام تزوير مىكشند و قربانى خيالات خود مىكنند . » « 2 » تلاش مرتجعين و كهنهپرستان براى حفظ و بقاى نظام اجتماعى قديم به جايى نرسيد و از اواخر قرن سيزدهم شمسى و آغاز قرن نوزدهم ميلادى ، مظاهر گوناگون تمدن جديد در ايران راه يافت . مقدمات نفوذ افكار و انديشههاى جديد در ايران « چاپ روزنامه و كتاب ، تأسيس مدارس جديد ، ترجمهء كتابهاى علمى ، تاريخى و ادبى و افزايش باسوادان ، زمينههاى مناسبى براى پيدايش گونههاى جديد ادبى فراهم مىكنند . با انقلاب مشروطه ، نظام پارلمانى ( متشكل از اشراف و طبقهء متوسط ) جاى نظام استبدادى كهن را مىگيرد و چند صباحى مردم عادى حق انتخاب كردن و شركت در سرنوشت جامعهء خويش را مىيابند . با مطرح شدن « فرد » نوع ادبى ويژهاى كه زندگى اين فرد را بازسازى كند نيز پديد مىآيد . رمان ايرانى در اين مقطع تاريخى ، زندگى پرنشيب و فراز خود را آغاز مىكند . رمانهاى آغازين ( سفرنامهاى ، تاريخى ، اجتماعى ) ضمن اينكه مىخواهند از نظر شكل و محتوى سنتشكن باشند ، سخت با شگردهاى ادبى قديم پيوند دارند . اينها بين رمانهاى اروپايى و داستانهاى عاميانهء ايرانى در نوسان هستند ، و به خوبى يك مرحلهء گذراى اجتماعى - ادبى را نشان مىدهند . دوران پرتلاطم ( 1300 - 1284 ) شمسى ، دوران جايگزينى فردگرايى سرمايهدارى بهجاى پدرسالارى زميندارى است . دوران شكلگيرى انديشههاى جديد اجتماعى ، اقتصادى و پيدايش روشنفكرانى است كه دربرگيرنده و توجيهكنندهء اعمال و آمال طبقهء متوسط نوپا مىشوند . داستانهاى سفرنامهاى كه اين روشنفكران مىنويسند ، پيش از آنكه از
--> ( 1 ) . خاطرات حاج سياح ، ص 30 . ( 2 ) . همان كتاب ص 42 .